X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کنکاش در تاریخ Biryol.ir

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان و ایران (در حال ویرایش و تصحیح پست های موجود در وبسایت حاضر هستم. لذا از دوستان خواهشمند است در صورت عدم دسترسی به برخی از یادداشت ها پوزش بنده را بپذیرند.)

سیاست سرزمین ویران





با نگاهی عمیق به وضعیت پیشرفت اقتصادی و فرهنگی در استان های غیر فارس زبان حاشیه کشور و مقایسه همین وضعیت با شرایط مناطق فارس زبان مرکزی و بررسی شرایط جغرافیایی و ذخایر طبیعی و معدنی مناطق غیر فارس زبان  این سوال در ذهن ایجاد می شود " چرا پیشرفتی در وضع عمومی مناطق غیر فارس نشین مشاهده نمی شود ؟ "  

شاید سال ها پیش که مسائل بنیان اندیشی به قوت کنونی نبود مسائل دیگری برای این موضوع مطرح می شد، مثلا عامل این شرایط شوونیسم فارس می باشد. اکنون بر ما مسلم شده است که تمامی این عقب ماندگی ها از طرف آنوسی هایی (یهودیان مخفی) مدیریت می شود که اکنون با زبان یدیش فارسی تکلم می کنند . این سیستم قصد به زیر کشیدن همه دارایی هایی را دارد که ساکنان این سرزمین،  شامل تمامی ملل تحت ستم غیر فارس دارا می باشند.

ما شاهد آن هستیم که هزینه های میلیاردی برای رونق کویر صرف می شود در حالی که سرزمین های آباد و حاصل خیز ملل غیر فارس در حال تبدیل شدن به کویر می باشند. کارون و دریاچه ارومیه که حیات انسانی خوزستان و آذربایجان به آن تنیده شده است با سیاست کثیفی خشک می شود جنگل های شمالی کشور در حال نابودی هستند  و در مقابل آب خزر به کویر سمنان منتقل می شود . مردم غیر فارس ایران چگونه باید صدای حق خواهی خود را به گوش حکومت مرکزی و مردم دنیا برسانند ؟ این ملل در طول تاریخ چه گناهی را مرتکب شده اند که باید سرزمین خود را به دلیل ویرانی های طبیعی حاصل از سو مدیریت و برنامه ریزی های خرابکارانه سازمان های مخفی ترک کنند و برای ارتزاق به مناطق مرکزی کوچ اجباری کنند؟ چرا مردم این مناطق به دلیل فارس نبودن باید مورد تحقیر قرار گیرند و غیر متمدن نمایش داده شوند؟

اکنون می دانیم که تمامی این اقدامات برای ایجاد یک سرزمین ویران (نظیر آنچه در فلسطین و قره باغ از طرف بنی اسرائیل یهودی و  ارمنی های نصرانی) اجرا می شود.

یک راه برای مقابله با این تهدید، اتحاد ملل تحت ستم ایران بر علیه آنچه شوونیسم یا دیکتاتوری فارس می نامیم هست. عواملی مانع  این اتحاد می شوند که از طرف قومگرایان بسیار ترویج داده می شود و آن چیزی نیست جز اختلافات تاریخی و منطقه ای پیشین! بنابه آنچه از تحقیقات و مباحث بنیان اندیشی برایم اثبات شده است، هیچ کدام از ملل ایران نمی توانند ادعای حضور بیش از 300 ساله نسبت به این سرزمین داشته باشند. چون پوریم یهود هستی و هویت منطقه را در 2500 سال پیش به کلی نابود کرد و همه ساکنین کنونی در اقلیم های مختلف منطقه مهاجرین چند سده اخیر هستند.  پس هیچ یک از ما هیچ خصومتی با هیچ پیشینه تاریخی نسبت به هم نداریم و نمی توانیم داشته باشیم.  باید این مسئله را درک کنیم که بمب های پنج تنی ناتو در عراق و افغانستان فرقی بین کرد و عرب و ترکمن و شیعه و سنی نمی دید و تاثیر یکسانی داشت. در نتیجه باید دشمن خود را خوب بشناسیم و انرژی مفید خود را صرف زد و خوردهای بی نتیجه نکنیم. این همان برنامه ای است که برای آینده این سرزمین طراحی کرده اند. آینده همین فرداست ... نه آینده همین لحظه است اگر درک کنیم و فرصت را از دست ندهیم .

اکنون که می دانیم اجداد ما با مهاجرت اجباری و مدیریت کلیسا و کنیسه در این سرزمین ساکن شده اند، هم دیگر را  به نسل کشی و نابود کننده بود تمدن آن دیگری متهم نکنیم.

در دنیا دو گناه کار اصلی وجود دارد که متهم اصلی در تاریخ هستند و آن گناه کاران سیستم مدیریت کنیسه ای و کلیسایی است. به طوری که در دنیای کنونی می توان گفت جنبنده ای از وجود آنها در آسایش بنوده و نیست  و بخشی از اهداف توطئه آنها محسوب می شود.

برای دارایی هایی که نداریم نباید خود را سرزنش کنیم . بزرگترین دارایی مان همان دین و اعتقاداتی است که ما را ملزم می کند تا به سوی حقیقت حرکت کنیم. بیاید نشان دهیم که ملت با شعوری هستیم و اسیر دسیسه های شوم کنیسه و کلیسا نمی شویم. بیایید اگر واقعا خود را مسلمان می دانیم خود را با اسلام خالص کنیم.

اگر اکنون از داشتن حداقل حقوق مدنی خود یعنی تحصیل به زبان مادری خود محروم هستیم ادامه همین سیاست کثیفی است که یهود با نقاب فارس در منطقه اجرا می کند هر چند که تشکیل این زبان ها و ملیت ها و قومیت ها در منطقه با مدیریت یهود صورت گرفته باشد. اکنون همین سیستم به وجود آورده این شرایط اتنیکی، خود مخالفت شرایط کنونی است و هدفی جز ایجاد اغتشاش در این تمام امور ندارد.

مسائل مطرح شده به این معنی نیست که ما هر آنچه را اکنون در دست داریم رها کنیم. فرهنگ ها و زبان های موجود در ایران حتی اگر با مدیریت یهود نیزسازماندهی شده باشند، باید حفظ شوند. ما مسائلی را باید رها کنیم که موجب اختلاف هایی است که یهود سعی در تاریخی جلوه دادن آن ها دارد. مسائلی که نتیجه ای جز برادر کشی در منطقه ندارد. با این وجود باید خواهان اتمام تمامی نابرابری های مدنی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی باشیم. مهمترین برابری باید در تحقق زبان مادری شکل بگیرد تا بستری مساعد در ایجاد شرایط بهتر زمینه های دیگر را فراهم کند.


«این حقیقت است که پس از صد سال اجبار در آموزاندن زبان فارسی، به عنوان زبان ملی، هنوز هم هر کودکی از اقوام ایران، آن گاه که از مدرسه به خانه می رسد، کیف و کتاب و زبانی را که با معلم خود به کار می برد، کنار می گذارد و در هر نقطه، با ده ها زبان دیگر ، که غالبا فارسی نیستند، به زبان مادر خویش می گوید که گرسنه است و مادر نیز با همان زبان ، که در هیچ مدرسه ای کاربرد ندارد ، به فرزند خویش صبر را توصیه می کند !» (دوازده قرن سکوت!، اشکانیان، ناصر پورپیرار، انتشارات کارنگ، ص 30)    


این مسائل باید به طور جدی از طرف مردم فارس و ظاهرا بی طرف، بی گناه و آگاه دنبال شود. در این بین جامعه روشنفکر فارس باید  تکلیف خود را با آنوسی های نفوذی روشن کنند و اعتقادات واقعی و غیر نژاد پرستانه خود را مطرح نمایند تا بتوانیم بین این دو تمایزی پیدا کنیم. چنین اتفاقی تا کنون نیفتاده است و به همین علت، ملت فارس متهم این نابرابری در این سرزمین شده اند. روشن فکران غیر فارس در این زمینه باید از مقابله به مثل هایی نظیر آنچه که امروز از جانب مدیریت فارس می بینیم، یا شناسایی می کنیم، دست بردارند. چون نابودی ایران، نابودی همه ما در این سرزمین خواهد بود.

تاریخ ارسال: جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 08:13 ب.ظ | نویسنده: Aydın Təbrizli | چاپ مطلب
نظرات (7)
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1391 09:10 ق.ظ
naina pagwan
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ایدین. کارت خیلی درسته.
ولی من منظورتو نفهمیدم وقتی میگی زبانهای یئدیش داخل ایران حتی اگه با مدیریت یهود هم سازماندهی شده باشند باید حفظ شوند.
من نمی گم که باید شروع به نابودی زبان فارسی ترکی یا لری (که خودش یک نوع عبری است) بکنیم. ولی این زبانهای الکن که استعداد لغت سازی هم ندارند و بدون کمک لغت های عربی هیچند ارزش فکر کردن و انرژی گذاشتن را ندارند. به جایش اگر همه ما شروع به یاد گرفتن زبان عربی کنیم شاید خیلی چیزها برامون عوض بشه. من الان نزدیک یک ساله کلاس عربی میرم. البته اولش به تشویق استاد بود.ولی الان خودم واقعا انگیزه زیادی دارم برای یاد گرفتنش .چون ارتباطم با قرآن نزدیک تر از قبل شده.
پاسخ:
هر زبانی که نتواند نیاز های روز یک اجتماع را برطرف کند مجبور است که از بین برود و یا دچار استهاله گردد . این یک مسئله است .

ولی اینکه عواملی دست در دست هم دهند و بخواهند زبان ها و فرهنگ ها را از بین ببرند این یک جنایت فرهنگی در تاریخ و گناهی نا بخشودنی است . متاسفانه سیستمی که شوونیسم فارس نام گرفته همین حالا هم مشغول این فعالیت ضد فرهنگی علیه تمام زبان های غیر فارسی است .
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1391 12:28 ب.ظ
naina pagwan
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ممنوم از پاسخت. ولی من هنوز با این مسئله مشکل دارم. شاید زاویه دید من با شما فرق داره. دقت کن که تو ایران امروز تقریبا هر چیزی که به عنوان سنت آداب و رسوم فرهنگ هنر و... داریم میراث یهودی است. من از نظر چهره و فرم بدن و سفال جز نژاد هندی به حساب میام. اما زبان مادری ام ترکی آذربایجانی است. مذهب پدرو مادرم " اهل حق" است. و استاد پورپیرار بهم گفتن که نام فامیلی که پدرو مادرم دارن یهودی است. حالا فکر کن من اگه دنبال هویتم بخوام بگردم کدوم جهنم دره باید برم. این آشفتگی سوغات ورود یهود به این منطقه است. کاری که شووینیسم فارس الان داره می کنه ادامه همون آشفتگی است.
استاد پورپیرار همیشه میگن ما ترک و کرد و فارس و شیعه وسنی و...نیستیم .فقط یک هویت داریم و آنهم اسلامه. ما فقط مسلمانیم. من تو خونه به زبان ترکی و فارسی صحبت می کنم. ولی اگه یک روز این دو تا زبان رو از من بگیرند چه اتفاقی برام می افته؟ هیچی. چون سنت من باورهای من ملاک درست و غلط زندگی من فقط از یک منبع سرچشمه می گیره و آن سرچشمه قرانه. یهودیها زبان ترکی و کردی و ... رو خودشون تو این سرزمین کاشتن .حالا خودشون هم دارن از بین می برنش. هر چند یک زبانی اگه قدرتمند و مستحکم باشه به سادگی نمی شه رویش اثر گذاشت. بلکه اون زبان رو زبانهای دیگه تاثیر می گذاره. ولی ما قراره مشکلات جامعه مان را از دید بنیانی و ریشه ای نگاه کنیم.
حالا شاید شما مسئله رو از زوایای دیگه ای می بینی که من بهش دقت نکردم. این رو نمی دونم. ولی به هر حال نوشته های شما رو به تازگی دنبال می کنم. جالب توجه اند. ممنون از زحمتی که می کشی.
پاسخ:
زبان هر ملت ظرف تفکر آن ملت است . ملل تحت ستم ایران بازیچه نیستند که هر روز برنامه ای روی آن ها پیاده شود . این مقاومت هایی که برای حفظ زبان مادری صورت می گیرد تلاش برای جلوگیری از اغتشاشات ذهنی و فکری می باشد . در ثانی هیچ یک از ملل ایران به زبانی اصلی خود در ایران سخن نمی گویند . و این زبان ها در مرحله ای از تاریخ به دلایلی قبولانده شده است . هیچ مللتی هم ناراضی از این وضعیت نمی باشد . اینکه سیستمی سعی در تغییر دوباره این زبان ها دارد یک بحران هویتی است .
در مورد نام فامیلی تان هم موضوع ساده است احتمالا آن مامور ثبت احوال در زمان رضا قلی خان یهودی بوده یا کم سواد و برای جد شما چنین نام فامیلی را نوشته است . فاصله سنی پدربزرگ بنده با برادرش یعنی عموی پدرم شاید ۲۰ سال باشد ولی هر دو دارای تاریخ تولد یکسانی هستند .
این زبان ها از آن روی نباید از بین بروند چون تاریخ پیدایش منطقه شرق میانه جدید در داخل آن نهفته است .
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1391 06:39 ب.ظ
naina pagwan
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درست میگی .زبان هر ملت ظرف تفکر آن ملت است. ولی ایرانیها هنوز ملت نیستند. واینکه در زبانهای رایج ایران یک دونه لغتی که بار عمیق فرهنگی و تمدنی داشته باشه وجود نداره . این ظرف تفکری که تو ازش یاد کردی چقدره بین این مردم؟
لایه به اصطلاح روشنفکر ترک رو ببین. حالش از همه خراب تره. اونها اصلا کاری به حرفهای پورپیرار ندارند .تو صحبتها و مقاله هاشون یکسره از "کولتوروموز"- "مدنیتیمیز " حرف میزنند.(البته نمی دونم برای این دو تا کلمه معادل هم دارند یا نه )ولی حالا این مدنیت پر افتخارشون چیه؟(شاعراشون خوشگل شعر میگن.خواننده هاشون قشنگ چه چه میزنند. و می تونن ثابت کنن مقبره شمس تبریزی تو آذربایجانه.) ولی گمون نکنم تو عمرشون یک رکعت نماز خونده باشند. یکی از همین به اصطلاح فعالان آذربایجانی یک روز به من میگفت: ما ترکها اصلا از نظر تاریخی با یهودیها مشکلی نداریم. فقط با هخامنشیان مشکل داریم؟؟؟؟ (این ظرف تفکر ملت ترکه)
من نمیگم که باید از فردا شروع به پاکسازی زبانهای رایج ایران بکنیم. ولی چرا مردم مسلمان با از دست دادن زبانشان باید دچار بحران هویت بشن و چرا هویت خود را در زبان خود می بینند. آیا مردم مصر وقتی زبان عربی وارد سرزمینشان شد دچار بحران هویت شدند ؟یا وقتی لغتهای زبان فرانسه را به وفور وارد زبان لبنانیها کردند مردمش دچار اغتشاشات فکری شدند؟
مشکل این سرزمین حفظ زبان مادری نیست.
پدر پدر بزرگ من نام جدش را که "درویش عسگر" بوده به عنوان فامیلی برای خود انتخاب کرده. کلمه عسگر و درویش هر دو ذهن آدم را به سمت فرهنگ یهود هدایت می کنه. اینها مسائلی است که باید این مردم دنبال جوابش باشند.
یک روز مردم دنیا قوم یهود و فرهنگشو از این کره خاکی بیرون می اندازند آنوقت شما دنبال تاریخچه پیدایش شرق میانه جدید داخل زبان فارسی یا لری میگردی . تفاوت دیدگاه من وشما خیلی زیاده.
این مردم اگه با قرآن به شکل درست آشنا بشن تکلیف خودشونو با همه مسائل زندگی می تونن مشخص کنند. به امید اون روز.
پاسخ:
کل سخنان شما رو قبول دارم . آیا عرب ها با روش های شوونیستی زبان عربی رو تو مصر بالا بردند ؟
در ثانی چند تا پان ترک که همه ملت نیستند . افرادی مثل دکتر صدیق که خود بنده با ایشان هم کلام شده ام و امروز یکی از به اصطلاح متفکرین پان ترک ها می باشد آی کیو هویج را هم ندارد .

حال آیا ذهنیت کل ملت ترک را می توان با چنین افرادی سنجید .

من گفتم اگر هر فرهنگی جوابگوی اجتماع کنونی نباشد از بین می رود . این فشار شوونیستی است که این بحران هویتی را ایجاد می کند . و این توهم در ذهن مردم به وجود می آید که :
شاید ما واقعا دارای تاریخ غنی هستیم و این فارس ها می خواهند ما را از بین ببرند .
همین اسلامی که با انواع فرقه سازی ها در این منطقه رواج پیدا کرده باز بلای جان یهود شده است . دلیل آن هویت پاک و خدشه ناپذیر اسلام می باشد . و عامل این خدشه ناپذیری اسلام قرآن کریم است .
بنده تنها یک تعصب دارم آن هم فقط حقیقت می باشد و بس .
اگر انتهای یادداشت بنده را بخوانی بنده از روشنفکران ترک دعوت کرده ام که از مقابله به مثلی نظیر آنچه شوونیسم فارس (یهود) انجام می دهد خودداری کنند . ولی بنده خود می دانم که سبک مغزان زیادی با نام روشنفکر بین این فعالین مدنی هستند .
خلاصه کنم بنده تنها برای شناخت هویت واقعی خودمان و احقاق حقوق پایمال شده مان تلاش می کنم ولی با چهارچوب های بنیان اندیشانه .

آیا بنیان اندیشی می گوید که معادن آذربایجان و نفت خوزستان را برای آبادی پایتخت و شهر هایی هم چون اصفهان و شیراز و یزد و کرمان و سمنان و... به دل کویر بکشی و بهشت برین کنی و سرزمین های آباد شمال و آذربایجان را تبدیل به کویر گردانی ؟

مگر نه این است که هم دیگر را به وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ دعوت می کنیم ؟
بنیان اندیشی زمانی کاملا تحقق خواهد یافت که همه مردم ایران به حقوق یکسانی دست پیدا کنند . یکی از دلایل تهاجم فرهنگی فارس بر علیه دیگر فرهنگ های ایران وضعیت اقتصادی مناسب شان نسبت به دیگر مناطق می باشد .

تورکی ده بیر مثل وار :
آجین ایمانی اولماز

با تشکر
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391 10:38 ق.ظ
naina pagwan
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همون طور که قبلا گفتم به نظر میاد اختلاف نظر من با شما تو زاویه نگاهمان به موضوع است.
حرفهاتون منطقی است. ولی اون ضرب المثل ترکی رو که به نظرم یک حدیث یا روایت هم با همین محتوا ساختند که "فقر مادر همه بدبختی هاست و آدم گرسنه دین و ایمون نداره" رو کمی بودار می بینم.
اولا مردم امروز دنیا دین به معنای واقعی ندارند .مذهب و فرقه دارند. یعنی غیر از خدا به اشخاص و سمبل ها هم ایمان دارند.
دوم اینکه مردم اندونزی با اون درجه از فقر و بی توازنی های اقتصادی و سیاسی ایمانشون محکم سر جایش است. چون ظاهرا اکثردر آمدها در آن کشور به جزیره بالی که منطقه هندو نشین اندونزی است سرازیر می شود. و جامعه مسلمان اندونزی حتی به این مسئله اعتراض هم ندارد .(هر چند چون جزیره بالی به هر حال به داد وستد با شهر های دیگر اندونزی احتیاج دارد قسمتی از این پول به گردش در میاید) ولی همچنان منطقه مسلمان نشین فقیر است. و این فقر را صبورانه و با آرامش تحمل می کند. راز این آرامش و ایمان در عمل و اعتماد به دستورات دین است. و این تفاوت بزرگ مذهب است با دین.
البته این حرفها مال خودم نیست .استنادی است به یادداشتهای سفر اندونزی استاد .
به نظرم با ید این ضرب المثلهایمان را کمی ویرایش کنیم:
آجین مذهبی اولماز.
من تو گفتگوهای دائم با آدم های دورو برم هر بار در نهایت به قران میرسم. کتاب عجیب غریبیه . وقتی بهش نزدیک میشی اولین تاثیرش آسودگیه. دست و بال زندگیت از قید و بند سنت و تعصب و ... آزاد میشه . مرز درست وغلط زندگیت رو تشخیص میدی .صبرت زیاد میشه . می دونید مردم اندونزی خارج از چهارچوب قران هیچ سنت و آداب و رسومی ندارند .یعنی احتیاجی هم به آن ندارند.
احتیاج ندارند مراسم چهارشنبه سوری داشته باشند یا برای هر چیزی سمبل و نماد درست کنند. انجور که ما تو سفره هفت سینمان درست می کنیم. یا برای تفریح و خوش گذرونی به دیسکو برن. خوشی و آرامششون به عوامل بیرونی بستگی نداره .از درون میاد.
جالبه که با وجود فقر کنار خیابانهایشان گدا نمی بینی. برعکس کشور هند
شاید باز هم تفاوت دین با مذهب باشه. نمی دونم.
ولی اگه آدمی ایمانش به پروردگارش زیاد باشه فقر ومشکلات دیگه رو تحمل میکنه . چون اولین تاثیر این ایمان تعادل درونی است. میگن استاد شهریار ایمانش به خدا خیلی زیاد بود. ولی هر شش ماه یکبار دچار بحرانهای روحی میشد و در خانه اش را به روی همه می بست. البته غیر از خدا به خواجه حافظ شیرازی و تریاک هم ایمان داشت.به هر حال کاش یه روزی فقط قران تو زندگی همه مردم دنیا باشه و بس.


پاسخ:
بیشتر هدف بنده از ذکر این ضرب المثل گرسنگی فرهنگی بود نه جسمی . در مورد مواردی که مطرح کردید مردم ایران دچار نوعی شرک هستند و خداوند در اعتقادات مردم نقش درجه دوم را ایفا می کنند . و این کلمه "یا علی" است که تکیه کلام اعتقادی این ملت می باشد .
قرآن کتابی است برای دست شدن جهیزیه عقد و عروسی و زینت دهنده تاقچه اتاق .
احادیث جعلی هم جای آیات قرآن را گرفته اند .
در مورد مذهب هم باید بگویم تمامی پیامبران برای ابلاغ دین آمده اند و تمامی مذاهب حتی اسلامی اش جعلی و دروغین هستند بدون استثنا .
دین اسلام به قول استاد در سه کلمه خلاصه می شود خدا قرآن محمد
بقیه ...
چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1391 10:18 ق.ظ
مسعود
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آیدین خان سلام. خسته نباشید.
ممنون از کامنتی که در وبلاگ استاد پورپیرار در مورد ربع رشیدی گذاشتید. همیشه از مطالب خوب وبلاگتون لذت می بریم.
اتفاقا مطلبی که در مورد نقشه دارالسلطنه تبریز گذاشته بودید درست هم زمان با بحث هایی شد که بعد از دیدار از موزه شهرداری تبریز و دیدن دوباره نقشه های تبریز با دیدی برگرفته از مطالب ارائه شده از سوی استاد بین من و یکی از دوستان بنیان اندیش جاری بود. واقعا از این که افرادی نظیر شما با نوشتن یادداشت سعی در گسترش این مباحث دارند بسیار خوشحالم. ان شا الله همیشه موفق باشید...
پاسخ:
ممنون از لطف شما.
جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1391 11:47 ب.ظ
وحید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از مباحثه naina pagwan و aydin استفاده کردم و سخنان هردوی شما منطقی می باشد ولی بنده هم در مورد سخنان شما به دو سه نکته اشاره میکنم:
1-قرآن و اسلام فقط مختص عرب نیست که زبان عربی رابچسبیم و بقیه زبانها را بی خیال شویم و چون قرآن در حجاز به پیامبر نازل شده و زبان آن سرزمین چون عربی بود به همین خاطر کتابت قران به زبا عربی می باشدو قرآن به خاطر محتوای کلامش ارزشمند است نه به خاطرعربی بودنش واز دیگر سو، قرآن کریم، کتابی ساده و معمولی نیست، تا انسان بتواند بر اثر آشنایی با قواعد عربی و مانند آن، به همه معارفش دست یابد. قرآن، کتابی است که در اوج آسمان و مقام «لدن» ریشه داشته و از علم الهی سرچشمه گرفته است. درک معارف بی انتهای آن، بدون نردبان پرهیزگاری و ارتباط با او، امکان پذیر نیست.

2-اِنَّ فی خَلقِ السَّموَاتِ و الاَرض و اِختِلافِ اَلسِنَتِکُم لایَاتٍ لِلعَالِمین.

همانا در خلقت آسمانها و زمین و در اختلاف وگوناگونی زبانهای شما هر آینه نشانه ها یی است برای دانشمندان.

و مِن آیاتِهِ خَلقُ السَّمَوَاتِ والاَرض و اِختِلافُ اَلسِنَتِکُم و اَلوَانِکُم اِنَّ فی ذَلِکَ لایَاتٍ لِلعَالِمیِن.

و از نشانه های اوست آفرینش آسمانها و زمین و گوناگونی زبانها و رنگهای شما همانا درآن نشانه هایی است برای دانشمندان. "سوره روم آیه 22".

با بررسی دقیق و موشکافانه این آیات شریفه و تطبیق آن با زمان، و با قراردادن آیه شریفه اِنََّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقکُم (همانا گرامی ترین شما پرهیز کار ترین شماست) در کنار این آیات که اختلاف رنگ و زبان انسانها را از همدیگر بیان می کند به نکته جالب توجهی در این آیات شریفه پی می بریم.

خداوند متعال خود در آیات فوق عمده تفاوتهای انسانها را در دو چیز بیان می کند اولی در رنگ و دومی در زبان.

اولا چرا خداوند انسانها را متفاوت آفریده و آنها را از یک نژاد و قوم نیافریده و فلسفه این تفاوتها در چیست؟

خداوند متعال با بیان تفاوتهای زبانی و رنگ انسانها به خود می بالد و آن را از آیات بزرگ خویش شمرده و این تفاوتها را با خلقت آسمانها و زمین برابر می داند و آن را مایه تفکر و تعقل عالمین یعنی دانشمندان می داند.

و انسان را به حفظ و پاسداشت این دو عطیه گرانبها یعنی "زبان" و "رنگ" دعوت می کند که "ان فی صنعه و خلقته لطف و حکمة للعالمین" که در کار خدا حکمتی است بس عظیم.
3-
در هر حال به همه این دلایل و توجیهات کار ما شاید نیست پیدا کردن راز گل سرخ، کار ما شاید این باشد که در افسون گل سرخ شناور باشیم. مسئله‌ای که وجود دارد این است که برای کسی که تشنه است و به دنبال آب می‌گردد و به او کوزه‌ای آب داده می‌شود. هرگز این سوال مطرح نمی‌شود که چرا مثلاً در لیوان اگر بود آیا بهتر نمی‌بود و چرا در این صحرا آب هست و در آن صحرا نیست و اگر شربت بود چطور بهتر نبود. تشنه به دنبال آب می‌گردد و بیابان‌ها را زیر و رو می‌کند و هرچقدر که سختی لازم بود تحمّل می‌کند و حتّی ذرّه‌ای آب گل‌آلود را با ولع و حرص می‌نوشد.

آب کم جو، تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست

و حقیقت این است که کسانی روح پاکی داشته باشند با آشنایی ابتدایی با عربی می‌توانند بهره بسیار عمیقی از قرآن ببرند و چه بسا ادبای عرب که با دانش مفصل خود جز بهره ناچیز و در حدّ پوست از قرآن نبرده‌اند
4-انیشتین:
کوهنه پالتارلاریندان اوتانما،کوهنه دوشونجه لریندن اوتان!
جمعه 26 مهر‌ماه سال 1392 07:29 ب.ظ
موومان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاسخ:
ارادتمندم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد