X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کنکاش در تاریخ Biryol.ir

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان و ایران (در حال ویرایش و تصحیح پست های موجود در وبسایت حاضر هستم. لذا از دوستان خواهشمند است در صورت عدم دسترسی به برخی از یادداشت ها پوزش بنده را بپذیرند.)

وطن یولی یا جهالت یولی؟!


بنیان اندیشی مسیر خود را می رود، با چشمانی باز و پشتوانه ای بسیار قدرتمندی حاصل از اثبات نیمه کاره بودن تخت جمشید و کاخ های جعلی کوروش در پاسارگاد، تا  جاده بودن سازه های باستانی شمال چین، نوکنده بودن کتیبه میخی داریوش در بیستون و کتیبه های پهلوی بر بدنه مکعب زرتشت تا نبود اوراق نوشتاری و کتابت به دلیل عدم وجود خط و متریال و قلم مناسب تا سده های اخیر (جز لت نوشته های قرآنی و پاپیروس های اسلامی)،  و ... مدخل هایی تمام ناشدنی که همگی حاصل توضیح و اثبات قتل عام پوریم و طوفان نوح بود. حال اینجا و آنجا و بعد از گذشت پانزده سال از نشر این حقایق کوهسان، انگل ها و مزدبگیرانی  را می توان شناسایی کرد و سراغ گرفت که به این همه اندوخته علمی و پژوهشی دهن کجی می کنند، آثار و نتایج آن را نادیده می گیرند و مضراب جهالت بر دست گرفته و بر  تارهای ساز بد صدای دروغ زخمه می زنند.
دانلود شماره مذکور این نشریه: فایل PDF

عکس بالا صفحه اول نشریه  زردی است که نکبت از رخسار آن معلوم است. با بک گراندی از مینیاتورهای تحفه یهود و آن تیتر با فونت درشت که بدون جستجوی ایران و شهر تبریز پیش از صد و پنجاه سال، به دنبال قاتل زن شمس می گردد و از بی نشانی خبر می دهد که فرقه های صوفی گری او را تا حد پیامبر بالا برده اند! شمسی که به شهادت نقشه های شهر های ایران توسط روس ها،  نمی توانست در تبریز زاده شده باشد، زیرا دشت کنونی تبریز به زمان شمس بیابانی بود که گذر انسانی به آن نمی خورد.
 
چاره اندیشی کودکانه ای چون ترتیب دادن چنین مزخرفاتی تنها از آن روی است که حضرات قدرت نگارش پاراگرافی نقد درباره  چیزی که تا کنون ارائه شده، نیستند. حتی اطلاعی از محتویات کتاب های منتشر شده را ندارند.

فکر نکنید مطلبی متفاوت بر صفحات این نشریه می بینید که پیشتر در دانشنامه ویکی پدیا منتشر کرده اند! همین تکرار مطالب پیشین نشان می دهد که مخالفین  و معاندین و آنهایی که منافعشان را با انتشار حقایق در خطر می بینند، هنوز  هم نتوانسته اند راه و روش مناسبی برای مقابله با بنیان اندیشی اتخاذ کنند. بی شک آن ها دست بسته هایی بیش نیستند و جز رسوایی و بی آبرویی ارمغانی برای خود نخواهند داشت.

تاریخ ارسال: شنبه 19 دی‌ماه سال 1394 ساعت 09:53 ب.ظ | نویسنده: Aydın Təbrizli | چاپ مطلب
نظرات (8)
یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1394 12:35 ق.ظ
setayesh
امتیاز: 3 0
لینک نظر
az zamani ke baraye ma mizarin sepas
پاسخ:
سپاسگذارم. وظیفه است
دوشنبه 21 دی‌ماه سال 1394 03:05 ب.ظ
اکبر توکلی
امتیاز: 4 0
لینک نظر
استاد پورپیرار چقدر به جا عنوان کرد که تعصب مخرب ترین طوفان ذهن هست
کسانی که ابتدا به طمع برداشت مطالب زد باستان گرایی و فقط بابت تعلق قومی و فرقه ای و به سبب نداشتن کوچکترین خروجی علمی قابل دفاع زمانی به دامان بنیان اندیشی پناه آوردن ، اکنون و بعد از اینکه بنیان اندیشی آبرویی براشون نذاشته تبدیل به منتقد شدن !!!
همان کسانی که همواره دم از درستی تحقیقات عرضه شده پوپیرار میزدن و از بی منطقی فارس ها فغان سر میدادن ، نشون دادن چیزی کمتر از پان های فارس و دیگر قوم پرستان همنوع خودشون نداشتن
و این مجله هم به جهت دم تکان دادن و نشان دادن وفاداری به اربابان یهودی خودشون هست
پاسخ:
حضرات منتقد نیستند. تنها مزخرف می گویند.
دوشنبه 21 دی‌ماه سال 1394 06:23 ب.ظ
یار قدیمی
امتیاز: 4 0
لینک نظر
تشکر آیدین جان
در جواب اینان باید گفت:
"حماقت دردیست بی درمان و مرضی خوب نشدنی"
پاسخ:
در مدت زمانی نه چندان کوتاه درست می شود.
دوشنبه 28 دی‌ماه سال 1394 10:39 ب.ظ
araz
امتیاز: 1 0
لینک نظر
با تشکر از زحماتی که در این راه متحمل می شوی،اجرکم عندالله

رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ

پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1394 12:12 ق.ظ
احمد
امتیاز: 1 0
لینک نظر
اینها همگی سندی بر خفت و خواری و عجز و ناتوانی دشمنان بنیان اندیشی میباشد و ان شاء الله در آینده باعث شرمساری نگارنده این خزعبلات میشود
پاسخ:
یقینا که علاوه بر این ها به صورت غیر مستقیم به تبلیغ بنیان اندیشی کمک می رسانند. بر خلاف اعلامیه ای که سازمان جهانی یهود در سایت لوتوس منتشر کرده بود.
چهارشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1394 02:15 ب.ظ
بنیان اندیش
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

حقیقتا می گویم باید از این افراد که بر ضد استاد می نویسند تشکر کرد چون به قول شما به صورت غیر مستقیم باعث تبلیغ استاد پورپیرار می شوند . یهود مغزش خوب کار می کنه که دستور به سکوت مطلق در برابر مطالب استاد را داد . اما این نوچه های یهود خیلی ناشی تر از این حرف ها هستند .

نمونه بارز اش خود من که توسط یکی از آشنایان که در وبلاگش مطلبی در نقد استاد پورپیرار نوشته بود ، با استاد و مطالب اش آشنا شدم و به اینجا رسیدم که می بینید !!!

و هر از گاهی با مضاح از آن آشنا بابت باز کردن این باب آشنایی با استاد تشکر می کنم و حال او را می توانید در حین این تشکرهای طعنه آمیز درک کنید .

این امری بدیهیست که همه جریان ها و نیروها ، حتی "دشمن" هم بی اختیار به سمت "حقیقت" حرکت می کنند و در خدمت حقیقت هستند . بی شک مسئولین این نشریه همیشه بابت این حماقتشان خود را مواخذه خواهند کرد . حماقتی که قطعی بدانید باعث آشنایی ده ها نفر آذربایجانی با آثار استاد خواهد شد.
جمعه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1395 07:39 ب.ظ
سهرابی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام.
"...شمسی که به شهادت نقشه های شهر های ایران توسط روس ها، نمی توانست در تبریز زاده شده باشد،..."
کنجکاوی باعث شد جستجویی در اینترنت بکنم:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2D8%B2
باتوجه به مطالب نوشته شده در این سایت شهری با نام تبریز در قرن 6 و7 (زمان حیات شمس) وجود داشته واگر من متوجه منظور شمانشدم ممنون میشم که راهنمایی کنید....باتشکر
پاسخ:
توضیحات داده شده درباره نقشه های شهر های ایران در دوره قاجار با آن تصاویری که در کتاب آمده مطابقت ندارد. مثلا شما از خود سوال کنید چگونه تبریز در زمان قاجار با آن چند ساختمان می توانسته است حدود دو سه سده قبل از قاجار نیز وجود داشته باشد؟! مگر تبریز چه وسعت و جمعیتی دارد. اگر دقت کرده باشید حتی نام بزرگان هر خانه را نیز ثبت کرده اند!
سه‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1395 05:39 ب.ظ
حسین
امتیاز: 1 0
لینک نظر
اقای ایدین! لطفا این ادای پورپیرار را دراوردن رو رها کنید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد