X
تبلیغات

کنکاش در تاریخ (Aydın Təbrizli)

بیان نظرات جدید درباره تاریخ آذربایجان و ایران

چشم بندی(2)

«یکی از دلایل عمده ای که موجب سکوت مطلق مورخین نسبت به نقش بانکداری بین المللی در تاریخ سیاسی جهان شده این است که روچیلدها یهودی بودند. مخالفین نژاد سامی با تلاش در جهت یهودی جلوه دادن تمامی این توطئه در واقع آلت دست همین توطئه گران قرار گرفته اند. چنین تلاشی از حقیقت به دور است. شخصیت هایی چون ج.پی.مورگان و راکفلر هم که نسیت آنها به نژاد آنگلوساکسون می رسد با موسسات بانکی بین الملی خود نقش بسیار مهمی در این توطئه ایفا کرده اند. اما اهمیت والای روچیلد و اقمارشان در این میان قابل انکار نیست. لیکن، سرزنش تمام یهودیان به خاطر جنایات روچیلدها به همان اندازه نامعقول و دور از اخلاق است که بخواهیم کلیه مسیحیان باپتیست را مسئول جنایات راکفلر قلمداد کنیم.

عناصر یهودی در این توطئه از یک شبکه گسترده جهانی موسوم به اتحادیه مبارزه با افترا (Anti-Defamation League) به عنوان یک ابزار نیرومند استفاده کرده اند تا مردم را متقاعد سازند که هر گونه اشاره به روچیلدها و همدستانشان به منزله حمله به کلیه یهودیان در سرتاسر جهان است. این عناصر یهودی بدین ترتیب هر گونه تحقیق در خصوص بانکداران بین المللی را در نطفه خفه کرده و طرح چنین موضوعی را در دانشگاه ها به صورت تابو[یعنی، یک امر حرام،م.] در آورده اند.

هر کتاب یا فردی که در این خصوص به تفصیل بپردازد بلافاصله از جانب صدها کمیته وابسته به اتحادیه مبارزه با افترا(ADL) در سرتاسر آمریکا مورد حمله قرار می گیرد.(هیچکس جرات ندارد،گاری آلن،صفحه64)


از اینکه گاری آلن یهودیان کنونی را از نژاد واحدی می داند خود به کفایت کم سوادی او را نشان می دهد چون جمعیت غالب اسرائیل را یهودیان اشکنازی تشکیل می دهند و یهودیان سیاه پوست جمعیت قابل توجهی در شمال افریقا دارند و هدف از مخفی نشان دادن توطئه های یهود در منطقه برای جلوگیری از نفوذ و جمعیت زیادشان می باشد، چون قدرت مخرب و ضد تمدنی آنها را بیشتر آشکار می کند و به نوعی مردم جهان را با دشمنان اصلی آنها آشنا می کند.به عکس زیر و توضیحات آن توجه کنید تا شاید متوجه شوید که چرا عده ای جلوی مطرح شدن فتنه های دست ساخته یهود را می گیرند. ممنون از دوست عزیزم جناب دکتر وحید.گ.


هولوکاست جعلی


«عکس بالا در صفحه ویکی پدیا با موضوع هولوکاست ، نشان دهنده اعدام یهودی ها در لیتوانی در سال 1941/42 است. عکس پایین را اعدام باز هم یهودی ولی در اوکراین نوشته اند. باید دو عکس را در فاصله زمانی چند دقیقه گرفته باشند. ولی باز مشکل این است که هر دو عکس جعلی اند. بعضی عکس های جعلی دارای ورژن های گوناکون هستند، به مانند این دو ، که از روی انها می توان چگونگی و مراحل ساخت عکس جعلی را در ان زمان حدس زد . کلیه بوته ها و حتی محل انها و نیز برخی سطوح تغییر یافته اند. سربازان کاملا متفاوتند. وضعیت اعدامی ها جالب است. اعدامی اولی و سومی تغییر موقعیت دارند ولی برای اعدامی وسطی ، جاعل یک عکس را استفاده کرده.پس این اعدامی ها هم به مانند عکس های جعلی قاجار در حقیقت مدلی بیش نیستند. بیل ها هم در هر دو عکس ثابت اند هرچند اولی از سمت چپ روی هواست. هر دو عکس جداگانه هم دارای ایراد زیادی اند. بین نفر اول و دوم از چپ در عکس بالایی کله سرباز نازی وجود دارد که بدن و پاهایش امکان جا شدن ندارد و اثری از پا یا پوتین بر زمین نیست. در همان عکس نفرات اول تا سوم از راست در جوخه اعدام بیش از حد کوچکند. نفرات سمت راست عکس پایین گویی شبح اند. ایرادات زیادی دیگری هم هست که می توان ازآنها گذشت ولی تصور کنید جوخه اعدام بالایی واقعا شلیک کند! به نظر بیشتر دست همقطاران هدف تیر قرار گیرد تا سر اعدامی ها.»


و اضافه کنم که همه تیرندازان فقط به نفر سمت راست نشانه گرفته اند و شاید می خواهند همگی در مرگ تک تک آنها شریک جرم باشند!. اینها اسنادی هستند که یهود با استناد به آنها پرچم دروغین هولوکاست را علم کرده اند و در داخل نیز عده ای هوادارشان هستند و کسی برای جانباختگان پوریم مویه نمی کند و دایه مهربانتر از مادر نمی شود!.

تاریخ ارسال: جمعه 6 دی‌ماه سال 1392 ساعت 11:49 ب.ظ | نویسنده: Aydın Təbrizli | چاپ مطلب 4 نظر

چشم بندی(1)

از هر بابی که وارد گفتگوی بنیانی می شویم عده ای می گویند: «گیر ندهید!، ببخشید تخصص شما در چیست؟، بر اساس چه اسنادی این مطالب را می گویید؟، رفرنس های شما چیست؟، آیابه صورت آکادمیک نیز می توانید گفته های خود را اثبات کنید و ...». و هزاران مطلب تکرار و بی اهمیت دیگر. برای بنیان اندیشی گفته های این و آن هیچ تاثیری ندارد چون اصولا با اسناد تبلیغ شده از رسانه های کنیسه ای و کلیسایی به جز اثبات اشباحی چون چنگیز و کوروش و تیمور و خسرو پرویز و صلاح الدین ایوبی و ... نتیجه ای حاصل نخواهد شد. در زیر از چشمان حقیقت خواه دعوت می کنم تا به نمونه هایی توجه کنند که نیاز به داشتن مدرک دکترا از دانشگاه آکسفورد یا شیکاگو ندارد.





اگر بپرسیم که آن نفر قد کوتاه سمت راستی چه بلایی بر سرش آمده، چه خواهند گفت؟ باید پرسید وجود و عدم وجود آن شخص چه مفهومی را می رساند که مجبور به حذف آن شده اند؟!.


سربازان نازی


شاید بر اساس این تصاویر بگوییم نازی ها خیلی وحشی بوده اند و آن کودک از مرگ مادرش فقط تعجب می کند و شاید می خواهد پخش مستقیم اعدام را  بدون خرید بلیط ببیند!!!. تصویر چوبه اعدام بعدا اضافه شده است. آن زن از دو قسمت تشکیل یافته و سر با بدن همراه نیست به طوری که سر را جداگانه به آن افزوده اند و حلقه طناب دار گره معمول را ندارد و انتهای طناب گره در کنار گوش زند دیده می شود ولی جنس آن از طناب نیست. زن گردن ندارد و ظاهر برای کم شدن درد اعدام گردن خود را به همراه نیاورده است!.




در اینجا باز یک صحنه اعدام جعلی را می بینیم دقیقا مثل همانهایی که برای اعدام مخالفین مشروطه ساخته اند!. به یک نکته ظریف شما را توجه می دهم و آن اینکه تقریبا همه عکس های فتومونتاژ از لحاظ کیفیت وضع بسیار بدی دارند. به طوری که در تصاویر بالایی و آنچه در زیر خواهم آورد تنها نقطه مشترک همه آنها کیفیت پایین آنها می باشد. 






باز هم یک صحنه جعلی از اعدام و باز یک مسخره بازی دیگر!. زن را اعدام کرده‏اند و مرغابی ها را به غنیمت می برند آن کودک هم به مادرش نگاه می کند تا شاید تصویر آن چند نفر نشسته در پشت چوبه دار که روسری به سر دارند به او کمک کنند!. در تصویر فتو مونتاژ فقط آن دو سرباز مرغابی به دست را بر روی یک تصویر دیگر قرار داده اند تا نازی ها را وحشی و دشمن یهود به تصویر بکشند و هولوکاست قلابی را به جهان قالب کنند و یهودیان تمدن برانداز را مظلوم نمایند.




این هم تصویری از همان کوره های آدم سوزی که ظاهرا شخص درازکشیده را باید یهودیان مورد ظلم واقع شده  بپنداریم!!!. آیا قبول دارید که چرا یهودیان تمامی دانشگاه های کشورهای جهان را مجبور به سکوت در برابر هولوکاست کرده اند و اجازه نمی دهند کسی درباره اجزای مختلف آن تحقیق و تفحص نماید؟ باید پرسید سمت چپ این برانکارد به چه چیزی متصل است؟ چون در هوا معلق می باشد!.


سربازان نازی



آیا آن زنان نشسته بر روی زمین که مثلا التماس می کنند لباس کردی به تن ندارند؟!. توضیحات اضافه تر درباره این تصاویر را ضروری نمی بینم چون در هر صورت از بنده یا دوستان مدرک تحصیلی یا تخصص مربوطه را خواهند خواست. گرچه می دانیم:


یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَکْبَرَ مِن ذَلِکَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِکَ وَآتَیْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِینًا ﴿153﴾ اهل کتاب از تو مى خواهند که کتابى از آسمان بر آنان فرود آورى البته از موسى بزرگتر از این را خواستند و گفتند خدا را آشکارا به ما بنماى پس به سزاى ظلمشان صاعقه آنان را فرو گرفت سپس بعد از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد گوساله را گرفتند و ما از آن هم درگذشتیم و به موسى برهانى روشن عطا کردیم (نسا)

تاریخ ارسال: دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1392 ساعت 01:28 ب.ظ | نویسنده: Aydın Təbrizli | چاپ مطلب 7 نظر

شب یلدا و بزرگداشت تولد مسیح در ایران

«واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است...

 محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.»(ویکی پدیا)



با یهودیان جشن پوریم در نوروز و کارناوال چهار شنبه آخر سال و پیکنیک 13 به در را بزرگ می داریم و ... با مسیحیان شب یلدا و ... را زنده نگه می داریم، حال به اعیاد قربان و فطر و مبعث دهن کجی می کنیم که این ها همه سنت اعراب سوسمار خور است. چند روز مانده به یلدا ، صف های مقابل آجیل فروشی ها برای خرید پسته 60 هزار تومانی قیامت شده است و همه به فکر طراحی و خرید هندوانه شب چله هستد. ما چه مسلمان هایی هستیم؟!؟! خودمان هم نمی دانیم!!!.


وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ الشَّیْطَانُ یَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِیرِ ﴿21﴾


و چون به آنان گفته شود آنچه را که خدا نازل کرده پیروى کنید مى‏ گویند  بلکه آنچه که پدرانمان را بر آن یافته‏ایم پیروى مى‏کنیم آیا هر چند شیطان آنان را به سوى عذاب سوزان فرا خواند (لقمان)

تاریخ ارسال: شنبه 30 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 12:30 ق.ظ | نویسنده: Aydın Təbrizli | چاپ مطلب 3 نظر

تشابه ظاهری یا حقه بازی(3)

«سپس مردی به سراغ او آمد، تا سپیده دم صبح با او کشتی گرفت. وقتی آن مرد دید که نمی تواند بر یعقوب قالب شود، بر بالای او ضربه ای زد و پای یعقوب صدمه دید.
 پس آن مرد گفت:«بگذارم بروم، چون سپیده دمیده است.» اما یعقوب گفت:«تا مرا برکت ندهی نمی گذارم از اینجا بروی.»
آن مرد پرسید:«نام تو چیست؟»
جواب داد:«یعقوب.»
به او گفت:«پس از این نام تو دیگر یعقوب نخواهد بود، بلکه اسرائیل، زیرا نزد خداوند و مردم مقاوم بوده و پیروز شده ای.» فصل پیدایش، صفحه33

منظور از مرد در این قسمت از تورات خداوند می باشد و در تورات های جدید برای جلو گیری از مسخره بازی زیادتر نام آن را با خداوند تعویض کرده اند، چون به غیر از خداوند کسی نمی تواند برکت دهد!.
«هراکلس که میهمان آدمت بود به جهان مردگان رفت و با تاناتوس یعنی مرگ دست و پنجه نرم کرد و آلست را از او ربود»فرهنگ اساطیر یونان و روم،صفحه 37، ژوئل اسمیت
دقیقا همین اتفاق در داستان دلی دومرول دده قورقود اتفاق می افتد و به طوری که دومرول سخنی به گزاف می گوید و خداوند عزرائیل را برای ستاندن جان او می فرستد. به دلیل اینکه داستان ساخته شده رنگ اسلامی به خود بگیرد دومرول که نقش یعقوب را بازی می کند شکست می خورد و تسلیم مرگ می شود ولی خداوند از جان و می گذرد و طی داستانی به او و زنش عمر فراوان عطا می کند!. می توان گفت سازندگان توراتهای جدید برای پر کردن چاله های تورات مجبور به تاثیر گرفتن از اساطیر یونان شده اند به طوری که توراتهای کنونی را بیشتر به اساطیر یونان می توان نسبت داد تا واقعیات تاریخی و یا مسائل مطرح شده بین خداوند و موسی.
دده قورقود
دده قورقود: ظاهرا بر اساس موهومات نوشته شده دده قورقود اولین شخصی بود که از طرف تورک ها به حجاز رفت و محمد را دید و اسلام آورد. دقیقا همان داستانی که برای سلمان دست و پا کرده اند، احتمالا با آن قوپوز به دست گرفته خود آیه های قرآن را تلاوت می کرد!.

در نتیجه سازندگان داستان های دده قورقود برای ساختن داستانهایی برای منتسب کردن به تورک ها به توراتهای دست ساخت خود رجوع کردهاند. نکته جالب دیگر در نام صاحب این داستان، کلمه دده می باشد. در تورکی دده معنی پدر (پدران سالخورده) را دارد. گرچه حضرات مدعی هستند که یک مرتبه عرفانی بوده است، ولی هم اکنون نیز در آذربایجان و تورکیه و کشورهای آسیای میانه برای معادل کلمه پدر از دده استفاده می کنند. حال در فارسی پیر بابا یا پیر می گویند و یا بعضا از کلمه پیر به تنهایی استفاده می کنند که مربوط به روحانیون یهودی می باشد و در همه جای ایران و حتی در ترکیه نیز می توان مقابر آنها را دید.
پیر سلطان
پیرسلطان آبدال: باز هم یک نوازنده یا اوزان را در لباس پیشوای دینی می بینیم که قرار است باغلاما بنوازد و مردم را هدایت کند!.
 
در تورکیه می توان پیرسلطان آبدال را نامبرد که سر سلسله یک فرقه عرفانی و انحرافی برای اسلام می باشد گرچه می گویند او طرفدار رعایا و بر علیه ظلم فودالها بود ولی عجیب اینکه فرقه اهل حق او را یکی از بزرگان خود می دانند!. مشخصه مشترک پیرسلطان و دده قورقود در اوزان بودن، دوره گرد بودن،ویژگیهای عرفانی و انحرافی مشترک می‏باشد. حتی در آسیای میانه نیز می توان مقابر زیادی از دده ها را دید که خود نشان از نفوذ یهود در آن منطقه می باشد و موضوع زمانی بیشتر جالب است که مسیحیان نیز از لفظ پدر روحانی برای بزرگان کیش خود استفاده می کنند. در نتیجه رگه هایی از توطئه کنیسه و کلیسا را در اینجا نیز می توان یافت.

تاریخ ارسال: جمعه 22 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 08:29 ب.ظ | نویسنده: Aydın Təbrizli | چاپ مطلب 2 نظر

تشابه ظاهری یا حقه بازی(2)


«افسانه‌ی قیزیل آلما (سیب سرخ) یکی از افسانه‌های مشهور ترکی می‌باشد. طبق این افسانه، زمانی ترکان در سرزمین خود مورد حمله‌ی دشمنان قرار گرفتند. تعداد زیادی کشته شده و عده‌ای موفق به گریز شدند. آنان در مکانی دور از وطن، در حسرت بازگشت بودند. دشمن پس از گرفتن سرزمین ترکان، به منابع طبیعی آن بویژه باغ‌های سیب سرخ دسترسی یافت. پادشاه آنان چنان از طعم و بوی این سیب‌های سرخ به وجد آمده بود که دستور داد در فصل میوه یک سیب سرخ واقعی و در فصل غیرمیوه به یاد آن سیب سرخی از طلا نزد او بیاورند. سیب سرخ طلایی بر بالای تخت وی نصب شد. ترکان که از ماجرا خبردار شدند، در حسرت باغ‌های سیب و همچنین سیب سرخ طلایی بودند. آنان در وصف قیزیل آلما شعرها و ترانه‌ها سرودند. سرانجام آنان هر دو را به دست آوردند و این افسانه در تفکر اسطوره‌ای ترکان وارد شد. قیزیل آلما در تفکر آنان هدف نهایی است. در زمان عثمانیان، سربازان ینی چری در سرودهای خود از آن یاد می‌کردند. در آن زمان شهرهایی چون وین، بوداپست و واتیکان به عنوان قیزیل آلما مطرح بود. در ایران نیز در زمان نادرشاه در میان ترکان از شهر دربند و داغستان به عنوان قیزیل آلما یاد می‌شد. پس از رواج تشیع در میان ترکان، ولایت علی بن ابیطالب (ع) در میان آنان ارزش یافت. آنان معتقد بودند که جبرئیل قیزیل آلما را از طرف حضرت دوست برای حضرت علی (ع) آورده است. ترکان شیعه‌ی زازا در ترکیه اکنون نیز هنگامی که قصد دارند سوگندی ناگسستنی یاد کنند، به قیزیل آلما (ولایت علی(ع)) سوگند می‌خورند. مردم ترک هنوز نیز نام فرزندان خود را قیزیل آلما یا آلتین توپ می‌گذرانند. در حال حاضر در آذربایجان از قره‌باغ به عنوان قیزیل آلما یاد می‌شود.» (فیض اللهی وحید، حسین. افسانه‌ی قیزیل آلما و نقش آن در تاریخ و فرهنگ ترک‌ها. مجله‌ وارلیق. شماره 136)


«ضیا گوک آلپ " قیزیل آلما " آدلی منظوم حیکایه سینی 1943 – ده اسکی مثنوی فورمادا و ایدئولوژیک یؤنو آغیر اولان بیر شکیلده قلمه آلمیشدیر , گوک آلپ تورکلرین قیزیل آلما ایده آلی آلتیندا بیرله شیب اورتاق دیل , اورتاق دویقو و قیساجا اورتاق یاشاما صاحیب اولمالارینی ایستر . باشقا یازارلاردان اولان عمر سیف الدین ده " قیزیل آلما هاردادیر " حیکایه سینده بو ایده آلین تورک عسگرلری اوچون داشیدیغی آنلامی آراشدیریر.» (وبلاگ ولی توران(


اکنون به افسانه های یونانی رجوع کنیم:



«آفرودیت همچنین به آدونیس عشق می ورزید، که هر سال از نو به عشق و زندگی باز می گردد. آفرودیت درکارهای مردم نقش فعالی داشت. او بود که "سیب طلایی" از پاریس گرفت و به نشانه قدر شناسی، بین پاریس و هلن عشقی پدید آورد که برای تروا بسیار شوم بود.»(فرهنگ اساطیر یونان و رم- ژوئل اسمیت-صفحه28)


«هنگامی که پله و تتیس زندگی مشترک خود را جشن گرفتند، تمامی ایزدان و ایزدبانوان به جز اریس به آن دعوت شدند. اریس که از این غفلت آگاهانه به خشم آمده بود، یک سیب زرین را به میهمانان انداخت. بر روی این سیب نوشته شده بود "تقدیم به زیباترین ایزد بانو"...»(همانجا-صفحه127)



آیا فهمیدید موضوع از چه قراری است؟!. حتی انیمیشن سازان Walt Diseney نیز طرحی از این سیب را در داستان‏های خود گنجانده اند. حال وجدان های به خواب رفته را به دیدن ادامه خوابشان دعوت می کنم.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 03:50 ب.ظ | نویسنده: Aydın Təbrizli | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 101 )
<<   1      ...      4     5      6      7     8      ...      21   >>
صفحات